|
ميدانم هيچ صندوقچهاي نيست كه بتوانم رازهايم را توي آن بگذارم و درش را قفل كنم؛ چون تو همه قفلها را باز ميكني. ميدانم هيچ جايي نيست كه بتوانم دفتر خاطراتم را آنجا پنهان كنم؛ چون تو تكتك كلمههاي دفتر خاطراتم را ميداني...حتي اگر تمام پنجرهها را ببندم، حتي اگر تمام پردهها را بكشم، تو مرا باز هم ميبيني و ميداني. حتي اگر تمام پنجرهها را ببندم، حتي اگر تمام پردهها را بكشم، تو مرا باز هم ميبيني و ميداني كه نشستهام يا خوابيده و ميداني كدام فكر روي كدام سلول ذهن من راه ميرود. تو هر شب خوابهاي مرا تماشا ميكني، آرزوهايم را ميشمري و خيالهايم را اندازه ميگيري.تو ميداني امروز چند بار اشتباه كردهام و چند بار شيطان از نزديكيهاي قلبم گذشته است. تو ميداني فردا چه شكلي است و ميداني فردا چند نفر پا به اين دنيا خواهند گذاشت.تو ميداني من چند شنبه خواهم مُرد و ميداني آن روز هوا ابري است يا آفتابي. خدايا ميخواستم برايت نامهاي بنويسم. اما يادم آمد كه تو نامهام را پيش از آن كه نوشته باشم، خواندهاي... پس منتظر ميمانم تا جوابم را فرشتهاي برايم بياورد.
عرفان نظرآهاري
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 10:23 توسط امین |
سلام عمر آدم مثل برق و باد میگذره ... هی ...خدا ... انگار همین دیروز بود متن حلالیت طلبی و می نوشتم ... آره ۲ ماه گذشت و آموزشی خلاص ... ---------------------------------------------------------------------------------- خدا رو شکر می کنم که این فرصت رو دوباره به دست آوردم تا ماه رمضان سال ۱۳۸۸ رو هم درک کنم ... خدایا توفیق بندگی و پاک بودن و خودت بهم بده دوستان خوبم بیاید برای هم دعا کنیم . برای پدر و مادر و اطرافیان و ... بهترین ها رو برایتان از خداوند بزرگ و مهربان خواهانم امین ۱۳۸۸.۰۶.۰۱ + نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388 16:11 توسط امین |
سلام علیکم خیلی وقته که ۲ کلام خودم ننوشتم تو این وبلاگ به ۱۰۰۲ دلیل این امر امکان پذیر نبوده یا ... بیا ... ::توجه:: :: توجه:: اینجانب امین نعیم آبادی با ۱۸۳-۱۸۶ سانتی متر قد ( روایت ها مختلفه ) ، خود را برای خدمت زیر پرچم آماده می کنم ... از همه ، از همه ی همه حلالیت می طلبم اگر بار گران بودیم ، یا نبودیم ، رفتیم اگر نا مهربان و بد عنق و ... بودیم ، رفتیم بسه دیگه ... لوس بازی و بذار کنار ... مرد باید سربازی بره در زیر متنی و قرار میدم که که خوبه همه بخونن التماس دعا و خدا تنها تنهایی که در تنهایی تنهایم نگذاشت ------------------------------------------------------------------------ .:: شباهت های خدمت سربازی و ازدواج ::. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 11:5 توسط امین |
از جنگ بر می گردی،هیچ کس اما به استقبالت نمی آید. هیچ کس نمیداند که به جنگ رفته بودی.با شکوه ترین جنگها اما همین است. جنگی غریبانه ،جنگی تنها،جنگی بی سپاه و بی سلاح. خاک روی پیراهنت را می تکاند و نشان لیاقتی به تو می دهد. نشان لیاقتش اما مدالی نیست که بر گردنت بیاویزی. نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است. خط های ساده ای که بر پیشانی ات اضافه می شود. و روزی می رسد که پیشانی ات پر از دستخط خدا می شود. آیینه ها می گویند آن کس زیباتر است که خطی بر چهره ندارد. آیینه ها اما دروغ می گویند.دستخط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند،زیبایش می کند. جوانی بهایی ست که در ازای دستخط خدا می دهیم. دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد،کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد! عرفان نظرآهاری + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 10:21 توسط امین |
در این زمانه هیچكس خودش نیست كسی برای یك نفس خودش نیست همین دمی كه رفت و بازدم شد نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نیست همین هوا كه عین عشق پاك است گره كه خود با هوس خودش نیست خدای ما اگر كه در خود ماست كسی كه بیخداست، پس خودش نیست دلی كه گرد خویش میتند تار، اگرچه قدر یك مگس، خودش نیست مگس، به هركجا، بهجز مگس نیست ولی عقاب در قفس، خودش نیست تو ای من، ای عقاب ِ بستهبالم اگرچه بر تو راه ِ پیش و پس نیست تو دستكم كمی شبیه خود باش در این جهان كه هیچكس خودش نیست تمام درد ِ ما همین خود ِ ماست تمام شد، همین و بس: خودش نیست + نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 13:25 توسط امین |
سال نو بر همگان مبارک باد + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 18:35 توسط امین |
يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد؛ خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را + نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387 0:26 توسط امین |
این سوال برای من پیش آمد : خدایا چرا من ؟ «آرتور اشی» قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد ، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد . او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت که نوشته بود : چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد ؟ او در جواب گفت : در دنیا ، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند .فقط 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. فقط 500هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. فقط 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. فقط 5هزار نفر سرشناس می شوند. فقط 50نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند. فقط چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و فقط دو نفر به فینال ... وآن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدایا چرا من ؟ و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم نیز نمی گویم خدایا چرا من ؟ منبع : تبیان + نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 13:49 توسط امین |
|
| ||||||