|
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب که علم کند به عالم شهداي کربلا را چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت که ز کوي او غباري به من آر توتيا را به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را «همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا شهريار + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 23:55 توسط امین |
این سوال برای من پیش آمد : خدایا چرا من ؟ «آرتور اشی» قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد ، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد . او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت که نوشته بود : چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد ؟ او در جواب گفت : در دنیا ، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند .فقط 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. فقط 500هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. فقط 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. فقط 5هزار نفر سرشناس می شوند. فقط 50نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند. فقط چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و فقط دو نفر به فینال ... وآن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدایا چرا من ؟ و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم نیز نمی گویم خدایا چرا من ؟ منبع : تبیان + نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 13:49 توسط امین |
|
| ||||||