تبليغاتX
** خدایا: مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد با اشک دیگران اشک بریزد از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند ** خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. ** خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار ** جانا حديث حسنت در داستان نگنجد * رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد* سوداي زلف و خالت در هر خيال نايد * انديشه وصالت جز در گمان نگنجد* هرگز نشان ندادند از كوي تو كسي را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد* آهي كه عاشقانت از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد* آنجا كه عاشقانت يك دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد* اندر خمير دلها گنجي نهان نهادي * از دل اگر برآيد در آسمان نگنجد* عطار وصف عشقت چون در عبارت آورد* زيرا كه وصف عشقت اندر بيان نگنجد *


ذکر یار

ذکر یار

 

 در چنین روزی در سال 232 ه ق حضرت امام حسن عسگری ( ع )  دیده به جهان گشودند . 
 حضرت ابومحمد حسن بن علی، یازدهمین امام شیعیان جهان در  ریبع الثانی سال 231 یا 232 ه ق دیده به جهان گشودند. پدر بزرگوارشان امام هادی (ع) و مادر ارجمند شان  سوسن یا حدیثه یا سلیل نام داشت .از مشهورترین القاب دیگر حضرت، «نقى‏» و «زکى‏»  و کینه‏اش «ابو محمد» است. ایشان بیست و دو ساله  بودند  که پدر ارجمندش به شهادت رسیدند .  دوران امامت آن امام همام برابر بود با سختگیری و ظلم بیش از حد عباسیان علیه علویان چنانکه در دوران امامت آن  حضرت  دو تن از سادات علوی به نام های عیسی بن محمد و علی بن زید در کوفه  علیه حکومت وقت دست به طغیان زدند . حکام وقت با درک موقعیت بر جسته علمی و سیاسی   آن امام همام هرچه بیشتر سعی خود را بر محدود کردن آن امام قرار دادند  چنانکه آن حضرت زمان بسیاری از عمر گرانقدر خویش را در محدودیت به سر می بردند  .  از آنجا که پیشواى یازدهم به دستور خلیفه عباسى در سامراء ،و  در محله «عسکر» سکونت اجبارى یافته بودند ، به همین جهت «عسکرى‏» نامیده مى‏شود.  مدت امامتشان شش سال و عمر شریفشان بیست و هشت  سال بود. معتمد عباسى که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون می دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانى مسموم ساخت.   وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد، سامراء به حرکت در آمد و سراپا فریاد و ناله گردید و بازارها تعطیل و مغازه‏ها بسته شد. چنانکه در میان دانشمندان شیعه مشهور است، حضرت مهدى-عج-به طور خصوصى بر جنازه پدر بزرگوارش، امام عسکرى-علیه السلام-نماز گزارد. ایشان را  در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپردند .حضرت امام حسن عسگری ( ع ) در طول عمر پر بر کت خویش شاگردان بسیاری تربیت کردند .  سمعانى در انساب نوشته است: ابومحمد احمد بن ابراهیم بن هاشم طوسى بلاذرى حافظ قرآن و واعظ، در مکه از امام اهل بیت ابومحمد حسن بن على بن محمد بن على بن موسى رضا (ع) روایت نقل کرده است. ابن شهر آشوب در مناقب گوید: از یاران موثق او على بن جعفر قیم ابوالحسن (ع) و ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى که پنج تن از امامان را درک کرده بود، و داود بن ابوزید نیشابورى و محمد بن على بن بلال و عبدالله بن جعفر حمیرى قمى و ابوعمر و عثمان بن سعید عمرى، زیات و سمان و اسحاق بن ربیع کوفى و ابوالقاسم جابر بن یزید فارسى و ابراهیم بن عبیدالله بن ابراهیم نیشابورى و از وکلاى آن حضرت محمد بن احمد بن جعفر و جعفر بن سهیل صیقل، این دو امامت پدر امام حسن عسکرى را نیز درک کرده بودند، و از اصحابش محمد بن حسن صفار و عبدوس عطا و سندى بن نیشابورى و ابوطالب حسن بن جعفر فأفاء و ابوالبخترى مودب ولد الحاج و دربان آن حضرت حسین بن روح نوبختى از آن حضرت روایت نقل کرده‏اند.
از گفتار آن  حضرت است :
علامات مومن پنج چیز است : پنجاه و یک رکعت نماز گذاشتن در هر شب و روز ( که مراد 17 رکعت فریضه و 34 رکعت نافله است ، زیارت اربعین کردن ، انگشتر در دست راست کردن ، جبین را در سجده بر خاک گذاشتن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 15:37 توسط امین |


 

 

  

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 16:10 توسط امین |


 
یک نفر دلش شکسته بود / توی ایستگاه استجابت دعا / منتظر نشسته بود / منتتظر،ولی دعای او / دیر کرده بود / او خبر نداشت که دعای کوچکش / توی چار راه آسمان / پشت یک چراغ قرمز شلوغ...

*
او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت

*
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس
از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود

*
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟
او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا
راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد
رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد
رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد

*
او از این طرف، دعا از آن طرف
در میان راه
باهم آن دو رو به رو شدند
دست توی دست هم گذاشتند
از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند
وای که چقدر حرف داشتند

*
برفها
کم کم آب می شود
شب
ذره ذره آفتاب می شود
و دعای هر کسی
رفته رفته توی راه
مستجاب می شود

عرفان نظرآهاری


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 4:0 توسط امین |


 

 

شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من

***

طعم دهانم تلخ ِتلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تاروپودم
این لکه ها چیست؟
بر روح ِ سرتاپا کبودم!
ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟

***
شب بود اما
صبح آمده این دوروبرها
این ردپای روشن اوست
این بال و پرها

***
لطفت برایم نسخه پیچید:
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِخورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم


عرفان نظرآهاری

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 3:59 توسط امین |


 

 

گناهان و خطايا پيراهن خواري را بر تنم كرده


و دوري از تو جامه ي مسكنت و بيچارگي بر من افكنده


و دلم را از جنايت بزرگم به دستان مرگ سپرده


پس تو زنده اش كن


و مرا محروم  نداري در روز قيامت از نسيم عفو و آمرزشت


و برهنه ام نفرمائي از لباس زيباي گذشت و چشم پوشي خود


خدايا!


بر گناهانم سايه ي ابر رحمتت را بيفكن


خدايا!


اگر گناه از بنده ات زشت است


پس عفو از نزد تو نيكو است


معبودا!


من نخستين كسي نيستم كه نافرمانيت كرده


پس توبه اش را پذيرفته اي و خواستار احسان تو گشته


خدايا!


آيا چنين مي بيني كه پس از دوستي من به تو مرا از درگاهت دور كني


يا آنكه با اميدي كه به رحمت تو و گذشتت دارم مرا محروم كني


يا آنكه با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا رها كني


دور است از ذات بزرگوار تو كه مرا نا اميد كني


خدايا!


آيا سياه كني چهره هايي را كه براي عظمتت به خاك در افتاده


يا لال كني زبان هايي را كه به مدح و ثناگوئي در مجد و عظمت تو گويا شده


يا مهر زني بر دل هايي كه بر دوستي تو خمير شده


يا كر كني گوش هايي را كه لذت برده به شنيدن ذكر تو در ارادت و طلب رضاي تو


يا آنكه ببندي دست هايي را كه آمال آن را به سوي تو به اميد مهربانيت بلند كرده


خدايا!


درهاي رحمتت را بر روي يكتا پرستانت مبند


ومحروم منما مشتاقان خود را از مشاهده ي جمال و جلال ديدارت


خدايا!


نفسي را كه عزيز كرده اي به وسيله ي يكتا پرستيت


چگونه به خواري هجرانت ذليل كني


و دلي را كه پيوند شده بر دوستي تو


چگونه به حرارت آتشت بسوزاني


اي مهرورز

اي بخشايشگر

ای مهربان

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:50 توسط امین |


 

زندگی را دوست می دارم؟...نمی دانم...شایدم نه!

 

 

من زمین را دوست می دارم؟...نمی دانم...شایدم نه!

 

 

مهر و کین را دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه!

 

 

لاله و گل . صوت بلبل.بوی سنبل

 

 

من زمستان.باغ و بستان.سرو مستان

 

 

دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه!

 

 

من صدا را.من هوا را.من همه مهر و صفا را

 

 

 دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه

 

 

من خدا را دوست می دارم...؟

 

 

چرا دانم.همی دانم خدا را.من خدا را

 

 

من خدا را دوست می دارم!

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:49 توسط امین |


 

 

    برخیز دلا که دل به دلدار دهیم
   جان را به جمال آن خریدار دهیم
    این جان و دل و دیده پی دیدن اوست
     جان و دل و دیده را به دیدار دهیم

 

ابتهاج

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:2 توسط امین |


 
نویسنده :  سيد عبدالله حسيني دشتی

منبع : کتاب شفيعه ي محشر يا مظلومه ي پيامبر (ص)

 

از ماجراي ازدواج حضرت علي‌عليه‌السلام و حضرت فاطمه‌عليهماالسلام نکات بسيار جالبي را مي‌آموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده‌ زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهن‌هاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها مي‌افتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگين‌تر مي‌شود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را مي‌گيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي مي‌کشاند، و بر فساد و نابساماني‌هاي رواني و مشکلات اخلاقي مي‌افزايد.

درس‌هائي که از ازدواج حضرت علي و فاطمه زهرا عليهماالسلام مي‌گيريم از اين قرار است:

  کفو و همتا بودن:

يکي از اصول اساسي و رازهاي موفقيت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زيرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از يکديگر امکان‌پذير است.

برخي تصور مي‌کنند کفويت تنها به شرائط ظاهري از قبيل مسائل نژادي و يا وضعيت مادي و رفاهي بستگي دارد. در صورتي که چنين نيست، بلکه همتايي و هم سوئي آرمان‌ها، خواست‌ها و تمايلات روحي و رواني افراد، ميزان آگاهي‌هاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ويژگي‌هاي اخلاقي و فرهنگي است.

اگر مسئله همتايي نبود، بدون ترديد دختران زيبايي در مدينه بودند که از ازدواج با حضرت علي عليه‌السلام خرسند مي‌شدند. اما او حتي از آنان خواستگاري هم نکرد و براي حضرت فاطمه عليهماالسلام نيز خواستگاران فراواني بودند امّا حضرت فاطمه عليهماالسلام و پيامبرصلي‌الله عليه و‌آله به اين وصلت‌ها راضي نشدند تنها حضرت فاطمه عليهماالسلام و روح والاي او بود که زيبايي‌ها و شکوه معنوي حضرت علي‌عليه‌السلام را درک مي‌کرد . در اين مورد پيامبر اکرم صلي‌الله عليه وآله فرمودند: اگر خدا علي را نمي‌‌آفريد براي فاطمه کفو و همتايي وجود نداشت. (1)                                                

 خواستگاري بدون واسطه

خواستگاري بدون هيچ تشريفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علي‌عليه‌السلام شخصاً به خواستگاري حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صلي‌الله عليه وآله اقدام نمود.

 شرط اول : رضايت دختر

پيامبر گرامي صلي‌الله عليه وآله بدون رضايت دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.

قناعت

در تهيه جهيزيه به ضروري‌ترين و ابتدائي‌ترين وسائل زندگي در آن عصر بسنده شد، از سيرت پيامبر اسلام صلي‌الله عليه وآله مي‌آموزيم که بايستي در الگوي مصرف تجديد نظر کنيم و در زندگي فناپذير و زودگذر دنيا به حداقل ممکن قناعت ورزيم تا از گذرگاه پرهياهوي زندگي سبکبار بگذريم و تن به بردگي اين و آن ندهيم.

مگر حضرت فاطمه عليها‌السلام دختر پيامبر صلي‌الله عليه وآله رهبر بي‌نظير مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بني‌هاشم يعني اصيل‌ترين و شريف‌ترين تيره‌هاي عرب به حساب نمي‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خديجه عليهما‌السلام ثروتمندترين زن عرب در عصر خويش نبود؟ مگر از همه جهات علمي فردي آگاهتر و انديشمندتر از همگان نبود؟ مگر پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه‌ وآله نمي‌توانست جهيزيه زيادي را همراه دخترش کند؟

پاسخ همه اين سوالات «مثبت» است اما منش و روش پيامبر عظيم ‌الشأن اسلام صلي‌الله عليه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زيستي استوار است . (2)

متأسفانه در برخي خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهيزيه دخترانشان نمايشگاه بين‌المللي کاملي است از لوازم خانگي داخلي و خارجي که برقش چشم‌هاي ظاهربين را خيره مي‌کند.

  مهيا کردن خانه براي ورود عروس

اکنون ببينيم علي بن ابيطالب عليه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترين مردان و نزديکترين آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهيه کرد:

ابن شهر آشوب در مناقب نقل مي‌کند: که حضرت علي‌عليه‌السلام نيز اتاق خود را براي عروسي آماده کرد. بدين ترتيب که:

ابتدا مقداري ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبي هم تهيه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌هاي خود را روي آن بيندازد، و يک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و يک بالش نيز که داخلش را از ليف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همين .

 

+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 3:10 توسط امین |


X

ای غربت صداقت

من بودنم را در همان نگاه اول و

همان سلام اول متوقف کرده ام

آخر تمام بودنت میان یک سلام و

خداحافظ جای گرفته است

پس من به همان سلام بسنده

می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار

نباشد

نجوایم کن مهربان


صفحه نخست
پست الکترونيک



پيوندهاي روزانه

عطر انتظار
گفتارهای حکیمانه
کاروان بهشتیان زمین
زندگی با خنده
::::. پريشانگرد .::::
غرفه ناز
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان اراک
::.امام زمان (عج).::
مهندس آي كيو
هميشه عقايد ما صحيح نيست
تک سوار عشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
.:: آئین مهر ::.
ستاره درخشان شب
روزهای عاشقی
پدر مهربون
و خدایی که در این نزدیکی است ...
مهدی زهرا
چهارده منتخب
پرواز روح
گیسو کمند
حرف هایی از جنس ایرانی
اتاْمرون
یاسین
آموزش هندی و انگلیسی
پیامبر اعظم
شب قدر
("(." ویبره ".)")
معرفت دینی
یا امام حسن مجتبی
آسمونی
ترنم اندیشه
میکده من
استاد صمدی
سپيده دم
ساربان
خورشید ولایت
موهبت
شاخه سبزخیال
آرشيو پيوندهاي روزانه


فال حافظ
نوشته هاي پيشين

آبان 1388

شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فروردین 1382


آرشيو موضوعي

شعر
عکس
دانلود
ادبی
صحبت های خودمانی
اجتماعی
مذهبی


پيوندها

نور و نار
حرف هایی از جنس ایرانی
مجله انتظار
::. پريشانگرد .::
پرتال مهندسین عمران

RSS