|
در چنین روزی در سال 232 ه ق حضرت امام حسن عسگری ( ع ) دیده به جهان گشودند . + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 15:37 توسط امین |
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 16:10 توسط امین |
* * * * * عرفان نظرآهاری + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 4:0 توسط امین |
شیطان *** طعم دهانم تلخ ِتلخ است *** *** + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 3:59 توسط امین |
گناهان و خطايا پيراهن خواري را بر تنم كرده و دوري از تو جامه ي مسكنت و بيچارگي بر من افكنده و دلم را از جنايت بزرگم به دستان مرگ سپرده پس تو زنده اش كن و مرا محروم نداري در روز قيامت از نسيم عفو و آمرزشت و برهنه ام نفرمائي از لباس زيباي گذشت و چشم پوشي خود خدايا! بر گناهانم سايه ي ابر رحمتت را بيفكن خدايا! اگر گناه از بنده ات زشت است پس عفو از نزد تو نيكو است معبودا! من نخستين كسي نيستم كه نافرمانيت كرده پس توبه اش را پذيرفته اي و خواستار احسان تو گشته خدايا! آيا چنين مي بيني كه پس از دوستي من به تو مرا از درگاهت دور كني يا آنكه با اميدي كه به رحمت تو و گذشتت دارم مرا محروم كني يا آنكه با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا رها كني دور است از ذات بزرگوار تو كه مرا نا اميد كني خدايا! آيا سياه كني چهره هايي را كه براي عظمتت به خاك در افتاده يا لال كني زبان هايي را كه به مدح و ثناگوئي در مجد و عظمت تو گويا شده يا مهر زني بر دل هايي كه بر دوستي تو خمير شده يا كر كني گوش هايي را كه لذت برده به شنيدن ذكر تو در ارادت و طلب رضاي تو يا آنكه ببندي دست هايي را كه آمال آن را به سوي تو به اميد مهربانيت بلند كرده خدايا! درهاي رحمتت را بر روي يكتا پرستانت مبند ومحروم منما مشتاقان خود را از مشاهده ي جمال و جلال ديدارت خدايا! نفسي را كه عزيز كرده اي به وسيله ي يكتا پرستيت چگونه به خواري هجرانت ذليل كني و دلي را كه پيوند شده بر دوستي تو چگونه به حرارت آتشت بسوزاني اي مهرورز اي بخشايشگر ای مهربان + نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:50 توسط امین |
زندگی را دوست می دارم؟...نمی دانم...شایدم نه! من زمین را دوست می دارم؟...نمی دانم...شایدم نه! مهر و کین را دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه! لاله و گل . صوت بلبل.بوی سنبل من زمستان.باغ و بستان.سرو مستان دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه! من صدا را.من هوا را.من همه مهر و صفا را دوست می دارم؟ ...نمی دانم...شایدم نه! من خدا را دوست می دارم...؟ چرا دانم.همی دانم خدا را.من خدا را من خدا را دوست می دارم! + نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:49 توسط امین |
برخیز دلا که دل به دلدار دهیم ابتهاج + نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387 16:2 توسط امین |
منبع : کتاب شفيعه ي محشر يا مظلومه ي پيامبر (ص) از ماجراي ازدواج حضرت عليعليهالسلام و حضرت فاطمهعليهماالسلام نکات بسيار جالبي را ميآموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهنهاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها ميافتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگينتر ميشود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را ميگيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي ميکشاند، و بر فساد و نابسامانيهاي رواني و مشکلات اخلاقي ميافزايد. درسهائي که از ازدواج حضرت علي و فاطمه زهرا عليهماالسلام ميگيريم از اين قرار است: يکي از اصول اساسي و رازهاي موفقيت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زيرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از يکديگر امکانپذير است. برخي تصور ميکنند کفويت تنها به شرائط ظاهري از قبيل مسائل نژادي و يا وضعيت مادي و رفاهي بستگي دارد. در صورتي که چنين نيست، بلکه همتايي و هم سوئي آرمانها، خواستها و تمايلات روحي و رواني افراد، ميزان آگاهيهاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ويژگيهاي اخلاقي و فرهنگي است. اگر مسئله همتايي نبود، بدون ترديد دختران زيبايي در مدينه بودند که از ازدواج با حضرت علي عليهالسلام خرسند ميشدند. اما او حتي از آنان خواستگاري هم نکرد و براي حضرت فاطمه عليهماالسلام نيز خواستگاران فراواني بودند امّا حضرت فاطمه عليهماالسلام و پيامبرصليالله عليه وآله به اين وصلتها راضي نشدند تنها حضرت فاطمه عليهماالسلام و روح والاي او بود که زيباييها و شکوه معنوي حضرت عليعليهالسلام را درک ميکرد . در اين مورد پيامبر اکرم صليالله عليه وآله فرمودند: اگر خدا علي را نميآفريد براي فاطمه کفو و همتايي وجود نداشت. (1) خواستگاري بدون واسطه خواستگاري بدون هيچ تشريفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت عليعليهالسلام شخصاً به خواستگاري حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صليالله عليه وآله اقدام نمود. شرط اول : رضايت دختر پيامبر گرامي صليالله عليه وآله بدون رضايت دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد. قناعت در تهيه جهيزيه به ضروريترين و ابتدائيترين وسائل زندگي در آن عصر بسنده شد، از سيرت پيامبر اسلام صليالله عليه وآله ميآموزيم که بايستي در الگوي مصرف تجديد نظر کنيم و در زندگي فناپذير و زودگذر دنيا به حداقل ممکن قناعت ورزيم تا از گذرگاه پرهياهوي زندگي سبکبار بگذريم و تن به بردگي اين و آن ندهيم. مگر حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صليالله عليه وآله رهبر بينظير مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنيهاشم يعني اصيلترين و شريفترين تيرههاي عرب به حساب نميآمد؟ مگر مادرش حضرت خديجه عليهماالسلام ثروتمندترين زن عرب در عصر خويش نبود؟ مگر از همه جهات علمي فردي آگاهتر و انديشمندتر از همگان نبود؟ مگر پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه وآله نميتوانست جهيزيه زيادي را همراه دخترش کند؟ پاسخ همه اين سوالات «مثبت» است اما منش و روش پيامبر عظيم الشأن اسلام صليالله عليه وآله و خاندانش بر ساده زيستي استوار است . (2) متأسفانه در برخي خانوادهها به خصوص قشر مرفه جامعه جهيزيه دخترانشان نمايشگاه بينالمللي کاملي است از لوازم خانگي داخلي و خارجي که برقش چشمهاي ظاهربين را خيره ميکند. مهيا کردن خانه براي ورود عروس اکنون ببينيم علي بن ابيطالب عليهالسلام شهسوار اسلام و محبوبترين مردان و نزديکترين آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهيه کرد: ابن شهر آشوب در مناقب نقل ميکند: که حضرت عليعليهالسلام نيز اتاق خود را براي عروسي آماده کرد. بدين ترتيب که: ابتدا مقداري ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبي هم تهيه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهاي خود را روي آن بيندازد، و يک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و يک بالش نيز که داخلش را از ليف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همين . + نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 3:10 توسط امین |
|
||||||
| ||||||