تبليغاتX
** خدایا: مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد با اشک دیگران اشک بریزد از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند ** خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. ** خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار ** جانا حديث حسنت در داستان نگنجد * رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد* سوداي زلف و خالت در هر خيال نايد * انديشه وصالت جز در گمان نگنجد* هرگز نشان ندادند از كوي تو كسي را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد* آهي كه عاشقانت از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد* آنجا كه عاشقانت يك دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد* اندر خمير دلها گنجي نهان نهادي * از دل اگر برآيد در آسمان نگنجد* عطار وصف عشقت چون در عبارت آورد* زيرا كه وصف عشقت اندر بيان نگنجد *


ذکر یار

ذکر یار

Image

مجموعه 29 سخنرانی از استاد شهید مطهری          (یا موضوعات: اسلام و مقتضیات زمان، فطرت، زن و مسایا قضایی و سیاسی، توبه و ...) تقدیم به کاربران عزیز

 

دانلود در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 20:48 توسط امین |


 

هر زمان كه از جور ِ روزگار

و رسوايي ِ ميان ِ مردمان

در گوشه ي تنهايي بر بينوايي ِ خود اشك مي ريزم،

و گوش ِ ناشنواي آسمان را با فريادهاي بي حاصل ِ خويش مي آزارم،

و بر خود مي نگرم و بر بخت ِ بد ِ خويش نفرين مي فرستم،

و آرزو مي كنم كه اي كاش چون آن ديگري بودم،

كه دلش از من اميدوارتر

و قامتش موزون تر

و دوستانش بيشتر است.

و اي كاش هنر ِ اين يك

و شكوه و شوكت ِ آن ديگري از آن ِ من بود،

و در اين اوصاف چنان خود را محروم مي بينم

كه حتي از آنچه بيشترين نصيب را برده ام

كمترين خرسندي احساس نمي كنم.

اما در همين حال كه خود را چنين خوار و حقير مي بينم

از بخت ِ نيك، حالي به ياد ِ تو مي افتم،

و آنگاه روح ِ من

همچون چكاوك ِ سحر خيز

بامدادان از خاك ِ تيره اوج گرفته

و بر دروازه ي بهشت سرود مي خواند

و با ياد ِ عشق ِ تو

چنان دولتي به من دست مي دهد

كه شأن ِ سلطاني به چشمم خوار مي آيد

و از سوداي مقام ِ خود با پادشاهان، عار دارم.

 

" ویلیام شکسپیر - ترجمه دکتر الهی قمشه ای "

با تشکر از علی عزیز و وبلاگ 

ali266.blogfa.com 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 16:52 توسط امین |


 

دعای عرفه

 برگزیده‎ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه

 

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی‎دریغ است. اوست كه بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت... .

 

 2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:

پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این كه چیز قابل ذكری باشم... .

 

3ـ خود شناسی:

و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت‎های بی‎كرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكی‎های سه‎گانه جنینی سكونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ‎یك از امورم را به خودم وانگذاشتی... .

 

4ـ راز آفرینش انسان:

ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به كمال) موجودی كامل و سالم به دنیا آوردی. و  در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل‎های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:

تا این كه با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎كرانت را بر من تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این كه فطرت و سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .

 

6ـ نعمت‎های خداوند:

آری این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی‎كرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این كه همه نعماتت را درباره من تكمیل فرمودی... .

 

7ـ شهادت به بی‎كرانی نعمت‎های الهی:

الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم

و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست‎های جریان نور دیده‎ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی‎ام، و روزنه‎های تنفسی‎ام، و نرمه‎های تیغه بینی‎ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب‎های من پنهان است... .

 

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی:

گواهی می‎دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه‎دار باشد... .

 

 9ـ ستایش خدای یگانه:

بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا كه وسعم می‎رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می‎دهم. و اظهار می‎دارم:

حمد و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث‎برش باشد. و در فرمانروایی نه شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی كمك دهد... .

 

10ـ خواسته‎های یك انسان متعالی:

خداوندا، چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می‎بینم و مرا با تقوایت رستگار كن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و بركت به من عطا فرما!

 

11ـ سپاس به تربیت‎های الهی:

خداوندا! ستایش از آن توست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. به خاطر لطفی كه به من داشتی والا... .

 

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:

و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شب‎ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج‎های این جهان و محنت‎های آن جهان نجات بده و از شر بدی‎هایی كه ستمكاران در زمین می‎كنند نگاه بدار... .

 

13ـ شكایت به پیشگاه خداوند:

خدایا! مرا به كه وا می‎گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانی كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتی كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟

 

 14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده كتب آسمانی:

ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میكائیل و اسرافیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده‎اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .

 

 15ـ تو پناهگاه منی:

تو پناهگاه منی، به هنگامی كه راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می‎داری. و اگر پرده‎پوشی تو نبود از رسوایان بودم.

 

منبع:

دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 16:43 توسط امین |


 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 16:41 توسط امین |


 

دعای عرفه

امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع كند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد كه جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای كه انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام كرده‌اند: "و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2) تطهیر و پاك می‌كند؛ زیرا خداوند در خانه پاك، تنها مهمانان پاك را می‌پذیرد.

اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها كه در حدیث شبلی(3) بدانها اشاره شده عبارت است از:

* بقیه در ادامه مطالب *

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 16:31 توسط امین |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 10:48 توسط امین |


 

بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم                     در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم 
شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم                چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم 
آن جا روم آن جا روم بالا بدم بالا روم                   بازم رهان بازم رهان کاین جا به زنهار آمدم 
من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم       دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم 
من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر         آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم 
ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین   آن جا بیا ما را ببین کان جا سبکبار آمدم 
از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم                    من گوهر کانی بدم کاین جا به دیدار آمدم 
یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست   ور نه به بازارم چه کار وی را طلبکار آمدم 
ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی        کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم 

                                                        (مولوی)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 10:44 توسط امین |


 

عن الرضا (علیه السلام) قال:

انما امروا بالحج لعله: الوفاده الي الله عزوجل وطلب الزياده، والخروج من کل ما اقترف العبد تأئبا مما مضي، مستأنفا لما يستقبل، مع ما فيه من اخراج الأموال، وتعب الابدان، والاشتغال عن الأهل والولد، وحظر النفس عن اللذات، شاخصا في الحر والبرد، ثابتا علي ذالک دائما، مع الخضوع والاستعانه والتذلل، مع ما في ذالک لجميع الخلق من المنافع لجميع من في شرق الارض وغربها، ومن في البر والبحر، ممن يحج وممن لم يحج من بين تاجر وجالب وبائع ومشتر وکاسب ومسکين ومکار وفقير، وقضاء حوائج اهل الاطراف في المواضع الممکن لهم الاجتماع فيه، مع ما فيه من التفقه ونقل اخبار الائمه (علیه السلام) الي کل صقع وناحيه،1 کما قال الله عزوجل «فلو لا نفرمن کل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون 2 و«ليشهدوا منافع لهم3 »

 

 

قال الصادق (علیه السلام) :

اذا اردت الحج فجرد قلبک لله تعالي من کل شاغل وحجاب کل حاجب وفوض امورک کلما الي خالقک وتوکل عليه ... (مصباح الشريعه ،باب 22، ص 142)

هرگاه اراده ي حج کردي قبل از عزيمت قلب خود را از تمامي مشغله ها وموانع تهي ساز وبراي خداوند بزرگ خالص گردان وهمه ي امور خود را به آفريدگارت بسپار ودر تمام حرکات وسکنات بر او توکل کن ....

 

به نظر من مدينه به منزله ي درياست آدمي وقتي وارد مي شود ، خود را شستشو مي دهد وبراي انجام مراسم عظيم حج در مکه آماده مي شود .

 

بسم الله الرحمن الرحيم

لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم

 

رب اشرح لي صدري ويسر لي امري واحلل عقده من لساني...4

 

ابتدا به حاجي واقعي سلام بدهيم . آن بزرگواري که حج به ملاقات او تکميل مي شود . حال که لبيک گفتيد دل ها را متوجه کنيد.

 

السلام علي المهدي الذي يملاء الارض قسطا وعدلا .....

 

در بين شما حاجي ها مي گويم : وقتي مشرف شديد اگر خدمت مولا رسيديد ، سلام ما را هم برسانيد وبگوييد مولا آيا ما را هم مي طلبيد ؟ آيا افرادي را که در انتظارند مي طلبيد ؟

هزارمرتبه خواندم تورا توهم يکبار

                            به يک نگاه مرا در جوارمهمان کن

دل مرا که به يک خنده ي تو خرسند است

                     به يک تبسم ، حتي به خواب مهمان کن

 

ميلاد با سعادت ولي نعمتمان هشتمين اختر تابناک آسمان ولايت وامامت حضرت علي بن موسي الرضا (علیه السلام) را به حضور مقدس ولي عصر- ارواحنا لتراب مقدمه فداه- وبه شما عزيزان تبريک وتهنيت عرض مي کنم .

 

دل ها از کنار قبر ولي خدا به خانه ي خدا وبه قبر مطهر پيامبر گرامي اسلام وقبور ائمه ي بقيع (علیه السلام) روانه شده ، خدا همه ي ما را نصيب کند.

 

حضرت رضا «صلوات الله عليه » تحت عنوان علت حج مواردي را اشاره فرمودند. بعضي از موارد را خدمت شما عرض مي کنم .

 

1- الوفاده الي الله عزوجل: رفتن به سوي خداوند عزوجل.

لفظ «وفاده» «وفود» به معناي وارد شدن بر بزرگي به نمايندگي ورسالت ازطرف فردي يا گروهي است . ( پس امروز شما خيلي نمايندگي قبول مي کنيد اضافه بر اين که نماينده ي کل مسلمين هستيد .) هر حاجي که به حج مي رود از کل مسلمين ومسلمات نمايندگي دارد ، شما اضافه بر اين از طرف فرد فرد ما هم نمايندگي داريد. لذا امام هشتم «عليه السلام » در همين روايت يکي از ابعاد حج را اين گونه بيان مي فرمايند:

ومنفعه من في المشرق والمغرب ومن في البر والبحر ممن يحج وممن لا يحج.

حج منفعت هر کسي است که در مشرق ومغرب، در بيابان ودريا باشد از کساني که حج مي گذارند يا حج نمي کنند.

 

براي همه ي مسلمين عالم نافع است . يعني حج براي تأمين مصالح ومنافع تمام مسلمين در دريا وخشکي در شرق يا غرب، مسلمين حاضر در حج يا مسلماناني که غايب از حج هستند ؛ بدين ترتيب هرحاجي در حقيقت نه تنها به رسالت جامعه ي خويش بلکه به نمايندگي از سوي مسلمين جهان در کنگره ي عظيم جهاني شرکت مي کند وطبيعي است هر زماني چند مليون نفر به نمايندگي از طرف بيش از يک مليارد مسلمان در آن کنگره ي با شکوه شرکت کردند . بايد مسايل ومشکلات جهان اسلام را مطرح کنند وهمه با هم هماهنگ موضعي واحد در برابر دشمنان بگيرند واتحاد داشته باشند . حتي ما در بعضي از دعاها اين نمايندگي ورسالت را مي بينيم ؛لذا حاجي نيازها وحاجات همه ي مسلمين را به پيشگاه پروردگار عرضه مي کند وفقط به دعا وعرض حاجت خويش بسنده نمي کند .

 

من مرتب به عزيزاني که مي خواهند به حج وعمره مشرف شوند اين توصيه را دارم که وقتي چشمتان به خانه ي کعبه افتاد به زمين درمسجد الحرام مي افتيد سجده مي کنيد خدا ان شاءالله نصيبتان کند از پله ها که پايين مي رويد در مسجدالحرام که قرار مي گيريد خانه ي کعبه نمودار مي شود ، حاجي يا معمر بايد به زمين بيفتد ؛ زمين را سجده طولاني کند وقتي که سراز سجده برداشت چشمش به خانه ي کعبه بيفتد سه حاجت برآورده شده دارد ، توجه داشته باشيد .

 

حاجت اول: فرج امام زمان (عج) باشد چون وقتي اين حاجت برآورده شود همه ي حاجات درضمن اين برآورده مي شود . چون که صد آمد نود هم پيش ماست.

حاجت دوم : پيروزي اسلام ومسلمين باشد؛(تمام مسلمان ها)

حاجت سوم : درخواست معرفت در باره ي خودتان وتمام مسلمين داشته باشيد ان شاءالله نور معرفت در قلوب ما بتابد وقلوب ما به نور معرفت خداوند متعال وانبيا واولياي خدا ، ائمه ي اطهار « صلوات الله عليهم اجمعين» روشن شود . اين دعا را براي همه ي مؤمنين ومسلمين بکنيد بعد هر حاجتي براي خود مي خواهيد بخواهيد . ازاين جهت حضرت رضا «صلوات الله عليه» درباره ي علت وفلسفه ي محرم شدن مي فرمايند:    

وانما امروا بالاحرام ليخشئوا قبل دخولهم حرم الله وامنه ولئلا يلهوا يشتغلوا بشيء من امور الدنيا وزينتها ولذاتها ويکونوا جادين فيما هم فيه قاصدين   نحوه ، مقبلين عليه بکليتهم ... و وفادتهم اليه راجين ثوابه راهبين في عقابه ماضين نحوه ...5

«همانا از اين رو حجاج امر به احرام ومحرم شدن گرديدند تا پيش از ورودشان به حرم امن الهي خشوع قلبي برايشان حاصل شود وبه چيزي از امور دنيا ولذات آن سرگرم نشوند وبه جانب آن چه که تصميم رفتن به سوي آن را گرفته اند به طور جدي با تمام وجود روي بياورند وخودشان (که معنايش را فهميدند ورود برشخص بزرگي) به سوي آن به اميد ثواب وبراي بيم از عقاب بوده وآهنگ آن جا نمايند »

 

بنابراين خود وحرکت به سوي حق تعالي بريدن از تمام دل بستگي ها و وابستگي ها را مي طلبد وبايد با چنين آمادگي و وارستگي آهنگ کوي محبوب کند. به همين دليل حتي امام معصوم حضرت صادق (علیه السلام) هر وقت آهنگ لبيک گفتن مي کردند تصميم مي گرفتند که تلبيه بگويند ومحرم شوند صداي حضرت در گلو قطع مي شد مي لرزيدند ومي فرمودند: مي ترسم از اين که بگويم : « اللهم لبيک » وجواب بيايد لا لبيک ولا سعديک 6

 

 

2- وطلب الزياده: وطلب کردن ثواب بسيار.

يکي ديگر از ابعاد حج ، رشد وافزايش هر چه بيشتر وزياد تر اخلاق وارزش هاي اسلامي است . بالا بردن سطح آگاهي ها ، واطلاعات سياسي وارتقاي فرهنگ واقتصاد جامعه ي بزرگ اسلامي ؛ بدين ترتيب کنفرانس ها ، گردهمايي ها ، دعوت از دانشمندان علوم مختلف ، متخصصين وسياستمداران ، براي مبادله ي دانشها وتخصص ها وکالاها ، وکارخانه جات برنامه ريزي مي کنند . امام صادق (علیه السلام) مي فرمايند:

...... فجعل فيه الاجتماع من الشرق والغرب ليتعارفوا ، ولينزع کل قوم من التجارات من بلد الي بلد...7

 

خداوند مکه را مرکز گردهمايي واجتماع مسلمين شرق وغرب قرار داده تا در آن جا با يک ديگر با توانايي ها وتخصص هاي هم آشنا شوند وهر ملت کالاي بازرگاني از شهر وديار خويش به شهر وديار ديگري صادر کند . بدين ترتيب مي بينيم که کنگره ي عظيم حج به منزله ي سکويي است که جامعه ي اسلامي همه ساله مي توانند از بلنداي آن سکو به بالاترين سطح فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي ونظامي جهان صعود کنند وارتقاء نمايند. به اين وسيله مفهوم حقيقي آيه ي مبارکه ي « وانتم الاعلون ان کنتم مؤمنين 8» مصداق پيدا مي کند.

 

 

3- والخروج من کل ما اقترف: وبيرون شدن از جميع گناهان که از انسان صادرشده است مي باشد.

سومين علت حج اين است که از هر چه گناه کردند بيرون مي روند.

 

اقتراف به معناي جلاي وطن ، مهاجرت ، غرب زدگي وفرنگي مآبي است .

 

از همه ي اين ها خارج وجدا شوند؛ پوست کندن هم معنا مي شود . خلاصه اين است که : از هرنوع صفات واخلاق رذيله وگناه و وابستگي هاي غيراسلامي خارج شوند .

 

همان طور که مي دانيد اسلام برخلاف جوامع صنعتي امروز به انسان به عنوان يکي از وسايل وابزار توليد نگاه نمي کند، قبل از اين که به ساختن زندگي مادي وتمدن صنعتي او توجه کند به ساختار روحي ومعنوي او عنايت دارد، به همين دليل اگردرحج منافع وابعاد زندگي مادي فقط مطرح نمي شود بيش از آن به بازسازي شخصيت انساني توجه دارد، دراين رابطه امام هشتم (علیه السلام) حج را پالايشگاه روح از آلودگي هاي گناه مي شمارند.

 

 

4- .... وما فيه من استخراج الاموال: ودرآن به حساب رسيدن اموال است.

يکي از فوايد حج اين است که مال را از خودش دورمي کند (استخراج اموال دارد)

 

يکي از خصلت هاي زشتي که انسان از مسير فطري والهي به انحراف کشيده مي شود دنيا طلبي وپول پرستي است ، انساني که تمام تلاش وآسايش خود را در راه کسب ماديات مي داند وبه هدر مي دهد وبراي به دست آوردن پول ولذت هاي زودگذر زندگي به مصرف مي رساند . ( چقدر ما در زندگي مصرف اضافي وبيهوده داريم براي اين که ساعتي را خوش بگذرانيم ؛ بايد برنامه و مقرراتي داشته باشيم که هر چند وقت به طور موقت هم که شده محور کار ومخارج را از دنيا گرايي به سوي خدا گرايي  بکشاند . گرچه بايد بگوييم متأسفانه اين فرمايش ائمه «صلوات الله عليهم اجمعين» دراين سفرهاي حج پياده نمي شود ومي بينيم آن جاهم به فکر مال اندوزي و زر وزيور اندوزي هستند وبه فکر زرق وبرق دنيا وخوردن غذا با آن ميزهايي که چيده مي شود وميوه هايي که پذيرايي مي شود. اين ها همه انسان را به عوض به سوي الله رفتن به سوي دنيا گرايي مي کشاند از اين رو حضرت درادامه مي فرمايند:

وتعب الابدان

بدن ها را به زحمت انداختن

 

خستگي وفرسودگي جسمي را در اين سفر روحاني ناديده گرفتن جزئي از فلسفه ي حج است.

 

 

5- ثابتا في ذالک دائما

مهمترين دست آورد ونتيجه ي حج اين است که از اين مراسم با شکوه وقتي برمي گردند آنچه که حجاج مي آورند عايد جامعه مي شود.

 

حجاج محترم بايد بدانند اعمال ومناسکي راکه درحج انجام مي دهند وارزش هاي اخلاقي را که درعمل پياده مي کنند به صورت ثابت ودايم داشته باشند . قرآن مي فرمايد:

ولافسوق ولا جدال في الحج 9

 

حجاج بايد از نظر اخلاقي کاملا شايسته باشند . آن جا ديگر دعوا ، نزاع وبدبيني نيست، آن جا بدخواهي ، غيبت ، تهمت، دروغ گويي نيست. اين ارزش هاي اخلاقي را که در آن جا در عمل پياده کردند وتصميم گيري هايي که در برابر دشمنان در آن مکان اتخاذ کردند ،تا پايان يافتن حج به دست فراموشي سپرده نشود بلکه در بازگشت هم ادامه داشته باشد وبه آن اعمال وارزش ها استمرار ببخشند وهميشه ثابت باشند . قرآن مي فرمايد :

ان اول بيت وضع للناس للذي ببکه مبارکا وهدي للعالمين فيه ايات بينات مقام ابراهيم ومن دخله کان امنا 10

اولين خانه اي که براي مردم وضع شد وبنا نهاده شد بکه بود . (اين بکه همان مکه است) که هدايت است براي عالميان....

 

چگونه هدايت است ؟ در دو جمله عرض مي کنم :

همين طور که امام رضا (علیه السلام) در همين روايت مي فرمايند: ثابتا في ذالک دائما. يکي از وظايفي که حاجي هنگام رفتن حج دارد «حليت طلبيدن» است ؛ يعني ، حقوقي که از مردم به گردنش هست را ادا کند.حقوقي هم که از خدا به گردنش هست ادا کند. خمس وزکاتي وچيزي که به مالش تعلق گرفته بدهد . نمازهاي قضا وروزه هاي قضايي که دارد جبران کند . حق الله وبه خصوص حق الناس را ادا کند . وقتي که اين طور حليت مي طلبد بعد سعي مي کند ديگر غيبت وتهمت دروغ وبدبيني وبدگويي ، پايمال کردن حقوق ديگران و... هيچ درکارش نباشد. يک چنين آمادگي اي پيدا مي کند. مردم به ديدن آن حاجي مي روند مي بينند عجب عوض شده . اين شخص ديگري است. چقدر مؤدب به آداب اسلامي ومتخلق به اخلاق الهي شده است. از لحاظ اخلاق ورفتار وگفتار وعمل ساخته شده است. رفتن وبرگشتن اين حاجي براي مردم درس است . به او نگاه مي کنند ودرس مي گيرند . اين مي شود «هدي للعالمين» همه به وسيله ي اين حاجي هدايت مي شوند . ان شاءالله ما اين گونه باشيم .

 

درهرسال جمعي از انسان هاي آگاه ومتعهد وساخته شده از هر شهر وديار وجامعه به وطنشان برمي گردند مثل رودهاي خروشان به طور مستمر که در درياچه ي کوچکي مي ريزد ودر کيفيت آب آن اثر مي گذارد اين حجاج که به جامعه برگشتند اين چنين تأثير مي گذارند وانسان ها به تدريج ساخته مي شوند. اين است «هدي للعالمين»

 

 

6- ونقل اخبار الائمه (عليهم السلام) الي کل صقع وناحيه...11

وقتي برگشتند اخبار ائمه را به هر ناحيه ودياري نقل مي کنند.

 

بنابراين آن چه حضرت رضا (علیه السلام) دراين قسمت از بعد حج فرمودند به واسطه ي ملاقات با امام است . حجاج در زمان ظهور ائمه «صلوات الله عليهم اجمعين» تا آن جايي که آزادي داشتند ومي توانستند خدمت ائمه مي رسيدند وکمال حجشان را در زيارت ائمه مي دانستند که مدينه يا مکه بيايند وامام را زيارت کنند واز محضر مبارک امام کسب فيض کنند وآن چه از امام شنيدند برگردند براي مردم شهر وديار خودشان بازگو کنند. الان که ديگر درزمان غيبت قرار داريم واقعا يکي از حسرت هاي ما اين است عزيزان زبان حال من است:

 

اين ديده نيست قابل ديدار روي تو

                            چشمي دگر بده که تماشا کنم تورا

 

سعي کنيد ؛ شايد ان شاءالله خدمت امام زمان «صلوات الله عليه » برسيد، ولو به طور ناشناس وبيشتر دعايتان در حج همين باشد.

 

سخنم را تمام مي کنم با حاجي ها وداع مي کنيم وآن ها را به خدا مي سپاريم .

 

ان شاءالله با حج مقبول وسعي مشکور وحوائج برآورده شده به موطن برگرديد.

 

خدا ما را هم مشمول دعاهاي اين ها قرار بدهد وان شاءالله خود امام زمان «صلوات الله عليه» در موقع دعا ما را به ياد اين عزيزان بيندازند وبه ما دعا کنند .

 

وصلي الله علي محمد وآل محمد

 

 

منبع :   WWW.ZEYARATHAJ.BLOGFA.COM 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:56 توسط امین |


X

ای غربت صداقت

من بودنم را در همان نگاه اول و

همان سلام اول متوقف کرده ام

آخر تمام بودنت میان یک سلام و

خداحافظ جای گرفته است

پس من به همان سلام بسنده

می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار

نباشد

نجوایم کن مهربان


صفحه نخست
پست الکترونيک



پيوندهاي روزانه

عطر انتظار
گفتارهای حکیمانه
کاروان بهشتیان زمین
زندگی با خنده
::::. پريشانگرد .::::
غرفه ناز
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان اراک
::.امام زمان (عج).::
مهندس آي كيو
هميشه عقايد ما صحيح نيست
تک سوار عشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
.:: آئین مهر ::.
ستاره درخشان شب
روزهای عاشقی
پدر مهربون
و خدایی که در این نزدیکی است ...
مهدی زهرا
چهارده منتخب
پرواز روح
گیسو کمند
حرف هایی از جنس ایرانی
اتاْمرون
یاسین
آموزش هندی و انگلیسی
پیامبر اعظم
شب قدر
("(." ویبره ".)")
معرفت دینی
یا امام حسن مجتبی
آسمونی
ترنم اندیشه
میکده من
استاد صمدی
سپيده دم
ساربان
خورشید ولایت
موهبت
شاخه سبزخیال
آرشيو پيوندهاي روزانه


فال حافظ
نوشته هاي پيشين

آبان 1388

شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فروردین 1382


آرشيو موضوعي

شعر
عکس
دانلود
ادبی
صحبت های خودمانی
اجتماعی
مذهبی


پيوندها

نور و نار
حرف هایی از جنس ایرانی
مجله انتظار
::. پريشانگرد .::
پرتال مهندسین عمران

RSS