تبليغاتX
** خدایا: مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد با اشک دیگران اشک بریزد از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند ** خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. ** خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار ** جانا حديث حسنت در داستان نگنجد * رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد* سوداي زلف و خالت در هر خيال نايد * انديشه وصالت جز در گمان نگنجد* هرگز نشان ندادند از كوي تو كسي را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد* آهي كه عاشقانت از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد* آنجا كه عاشقانت يك دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد* اندر خمير دلها گنجي نهان نهادي * از دل اگر برآيد در آسمان نگنجد* عطار وصف عشقت چون در عبارت آورد* زيرا كه وصف عشقت اندر بيان نگنجد *


ذکر یار

ذکر یار

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 21:0 توسط امین |


 

شخصى يهودي به حضور امام على (ع ) آمد و پرسيد:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر  1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بياورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

                                  «اضرب ايّام اسبوعك فى ايّام سنتك »

(روزهاى هفته را بر روزهاى يكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقيمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، اين عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1تقسيم كرد، ديد بر همه اين اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بياورد.

توضيح بيشتر:

شايد اين سوال براي شما هم مطرح شود که يک سال مگر 360 روز است؟

بايد گفت چنانکه تاريخ روايت مي کند منجمان در آن روزگار بر اين باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر اين ايام سال نزد ايشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان مي افزودند؛ از طرفي سائل فردي يهودي است و يهوديان نيز معتقد به سال شمسي بوده اند. و اين از بصيرت و هوشمندي بالاي حضرت حکايت دارد که به فرد يهودي مي فرمايد روزهاي هفته ات را بر روزهاي سال خويش( و نه سال قمري اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 20:40 توسط امین |


 

بوستان

 

اشاره:

جمال السالكين، آيت الله سيد احمد تهراني كربلايي از بزرگان فقه و فلسفه و عرفان است.

از شاگردان وي مي‌توان از سيد محسن امين عاملي، نويسنده‌ي كتاب اعيان الشيعه و آيت الله حاج ميرزا علي‌آقا قاضي را نام برد.

نوشته‌ي زير بخشي از نامه‌اي است كه آن استاد بزرگ، به يكي از شاگردان خويش نوشته است.

به اميد آنكه نفس قدسي آن عارف وارسته بر جان  من و شما خواننده‌ي عزيز و كاربر محترم سايت تبيان نشسته و چراغي براي نيل به كمالات باشد.

انشاء الله

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دستورالعمل آن است که : 

 از خود، و خود رأیی دست برداری، جان من به لب آمد از گفتن این که راه نجات و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است و ذکر و فکر، خود راهنمای تو خواهد شد.

«يا مَن اسمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكرُهُ شِفاءٌ» اي آنكه نامش دواي دردها  و يادش شفابخش جانهاست.

«دَوائُكَ فِيكَ وَ لا تبصر، وَ دَائُكَ مِنكَ وَ لاتَشعُر» درد تو در درون توست، نمي بيني؟! و داروي تو هم نزد خود خود تو است، درك نمي‌كني؟                         

تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

جناب‌عالي در همه چيز اهتمام داريد مگر در همين يك كلمه، پس حالا كه چنين است.

تو و تسبيح و مصلّي و ره زهد و ورع           من و ميخانه و و ناقوس و ره دير و كنِشت

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 20:37 توسط امین |


 

علامه طباطبايي

 

دوست عزيزم، كاربر محترم تبيان، در اين سياهه، شما نوشتاري را خواهيد خواند كه ميان يك جوان 22 ساله و حضرت آيت‌الله، علامه طباطبايي درسال 1355 مكاتبه شده است.

آنچه آن جوان سوال كرده است نياز آشكار يا نهان هر انسان مكلفي است، در هر فصلي از حيات كه باشد، آنگاه كه در پيچ و خم زندگي و در فراز و نشيب اين دنيا پاي گذارده و در تاريكناي اين مسير، كور مال كور مال در اميد مقصد است، و جواب علامه چراغي است راه نما از خضر، و تو! به هوش باش كه:

طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن      ظلمات است، بترس از خطر گمراهي

 

استمداد:

محضر مبارک حضرت آيت‌الله العظمي جناب آقاي طباطبايي

          سلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته

 جواني هستم 22ساله، که تنها ممکن است شما باشيد که به اين سوال من

 پاسخ گوييد. در محيط و شرايطي زندگي مي‌‌کنم که هواي نفس و آمال بر من

 تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساخته‌اند و سبب باز ماندن من از حرکت به

سوي الله شده‌اند. درخواستي که از شما دارم اين است که بفرماييد بدانم به

چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را که همگان

 گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصيحت نمي‌خواهم،

 بلکه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم.  

     

                                                                                        23/10/1355

 

دستگيري:

جوابي كه حضرت آيت الله در پشت همان نامه مرقوم كردند:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته‌ايد لازم است همتي بر آورده و توبه نموده، به مراقبه و محاسبه بپردازيد.  به اين نحو که:

 هر روزه طرف صبح که از خواب بيدار مي‌شويد، قصد جدي کنيد که هر عملي  پيش آيد، رضاي خدا- عَزَّ اسْمُهُ- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاري که مي‌خواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع  اخروي نداشته باشد، انجام نخواهيد داد، هر چه باشد. و همين حال را تا شب،  وقت خواب، ادامه خواهيد داد.

 وقت خواب، چهار- پنج دقيقه‌اي در کارهايي که روز انجام داده‌ايد، فکر کرده و   يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد، هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته، شکر   کنيدو هر کدام، تخلف شده استغفار کنيد و اين رَويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه در بادي حال[اولِ كار]، سخت و در ذائقه نفس تلخ مي‌باشد،   ولي کليد نجات و رستگاري است.

   و هر شب، پيش از خواب توانستيد سُوَر مُسبِّحات [سوره‌هايي كه با تسبيح خداوند آغاز مي‌شوند] يعني: "سوره‌هاي حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن" را بخوانيد و اگر نتوانستيد، تنها "سوره حشر" را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال،حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد.

 ان‌شاءالله موفق خواهيد بود.

محمد حسين طباطبايي

 

 

مأخذ نامه‌ها:

 علي شيرواني _ نامه‌هاي عرفاني –  صص 187 – 188

 

حسين عسگري

سايت تبيان

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 20:32 توسط امین |


 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:51 توسط امین |


 

آشنایی با تأثیر رنگ ها

رنگ برای ایجاد آرامش:

در زندگی پرتلاطم امروزی، داشتن آرامش، یکی از نیازهای ضروری انسان عصر حاضر است. همه ی ما برای یافتن لحظاتی آرام و بدون دغدغه در جستجو هستیم و گاه نیز فکر می کنیم رسیدن به آرامش روحی و فکری امری محال است.

 

در این دنیای پرتحرک که هر روز در حال تغییر و تحول است، برای ایجاد آرامش و دادن این حس به انسان ها، نیازمند خلق چنین تفکری هستیم که درون خانه به دنبال آسایش و تمرکز فکری باشیم. برای طراحی این چنین محیطی، رنگ ، یکی از ضروریات است.

 

در یک خانه، رنگ به دو گونه مورد توجه قرار می گیرد؛ یکی فضای کلی و عمومی خانه، دیگری مجموعه ای از ترکیب بندی های رنگی که در یک اتاق و اجزای داخلی آن وجود دارد. با استفاده از رنگ مناسب می توان محیطی و فضایی برای استراحت و آرامش یافت، و آن گاه خانه تبدیل به پناهگاه و مأمنی می شود برای فرصت تفکر و اندیشه.

 

در این میان لازم است رنگ ها و تأثیر متقابل آن ها را بر یکدیگر بشناسیم. رنگ های همخوان یا همان رنگ هایی که در دایره ی رنگی ، مجاور یکدیگر قرار دارند،نقش مهمی درایجاد آرامش دارند. حتی اگر این رنگ ها تُنمایه ای قوی داشته باشند، مانند آبی تیره، سبز تیره، و ارغوانی، باز هم به انسان آرامش می دهند.

 

 اما برای به دست آوردن شناخت بیشتر، نکات مطرح شده در سلسله مقالات آشنایی با تأثیررنگها،می تواند راهگشا باشد. بر این اساس، اثر بخشی برخی از رنگ ها بر یکدیگر را با نگاهی موشکافانه بررسی می کنیم.

 

نمایی از ترکیب رنگ  آبی

 

رنگ آبی، در مجموع، رنگی است آرامش بخش و تفکر برانگیز. این اتاق با رنگ های مشابه و همساز در زمینه ی آبی و به شیوه ی چیدمان کشورهای خاوردور آراسته شده است، و آباژور سفید ایستاده، یک برج فانوس دریایی شرقی را در میان آب های تیره رنگ اقیانوس تداعی می کند.

 

دیوارهای نارنجی رنگ، توسط رنگ سفیدی که در چارچوب پنجره ها، و همین طور سقف و کف حمام به چشم می خورد، احاطه و مشخص شده اند و حسی از نور گرمی بخش خورشید را تداعی می کنند. نارنجی درخشان در فضای حمام، در پایان یک روز کاری، احساسی از سبکی و آسایش به ارمغان می آورد و فرصتی برای تفکر در تنهایی ایجاد می کند.

 

نمایی از ترکیب رنگ نارنجی

 

 

منبع : ایران آذین - با تلخیص

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:44 توسط امین |


 

سرگشته

خاطره‌اي از زبان امير مؤمنان، علي عليه السلام

نفرين‌

 

امام علي عليه السلام مي‌فرمايند:

روزى رسول خدا –كه درود و سلام خداوند برو و خاندان پاكش باد- سراغ مردى از اصحاب را گرفت و پرسيد: فلانى در چه حال است؟

گفتند: مدتى است رنجور و بيچاره شده، و چونان مرغ بال و پر شكسته، زار و پريش گشته [و زندگانى به سختى مى‌گذراند].

حضرت [به حال او ترحم كرد و] برخاست و به قصد عيادت او روانه منزل وى شد .

[مرد بيمار و گرفتار، واقعاً رنجور و مبتلا گشته بود و پيامبر خدا به فراست دريافت كه بيمارى و ابتلاى او مستند به يك امر عادى نيست، اين بود كه] از وى پرسيد:

آيا در حق خود نفريني كرده‌اى؟

بيمار [فكرى كرد و] گفت: بله، همين طور است، من در مقام دعا گفته بودم :

«پروردگارا اگر بناست در جهان آخرت مرا به خاطر ارتكاب گناهانم كيفر دهى، از تو مى خواهم كه در كيفر من تعجيل فرمايى و آن را در همين جهان قرار دهى ....»

رسول خدا –صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  اى مرد! چرا در حق خود چنين دعايى كردى ؟! مگر چه مى‌شد از پروردگار [كريم] هم سعادت دنيا و هم سعادت و نيكبختى سراى ديگر را خواستار مى‌شدى و در نيايش خود اين آيه را مى‌خواندى :

«ربنا آتنا فى الدنيا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار»

 

مرد مبتلا دعا را خواند و صحيح و سالم گشت و با سلامتى بازيافته همراه ما از منزل جدا شد.

 

متن روايت :

قَالَ عَلىٌ عليه السلام:...  فَبَينَمَا هو جَالِسٌ اِذ سَاَلَ عَن رَجُلٍ مِن اَصحَابِهِ .

فَقالُوا: يَا رَسولَ اللهِ! اِنَّهُ قَد صَارَ مِنَ البَلا كَهَيئَةِ الفَرخِ لا رِيشَ عَلَيهِ فَاَتَاهُ فَاِذَا هُوَ كَهَيئَةِ الفَرخِ مِن شِدَّةِ البَلا.

فَقَالَ: قَد كُنتَ تَدعُو فِى صِحَّتِكَ دُعاءً؟

قَالَ: نَعَم، كُنتُ اَقُولُ: يَا رَبِّ اَيَّمَا عُقُوبَةٍ اَنتَ مُعاقِبى بِهَا فِى الاخِرَةِ، فَعَجِّلها لِى فِى الدُنيا.

فَقَالَ النَبِىُ اَلا قُلتَ: «اَللهُم اتِنَا فِى الدُنبا حَسَنَةً وَ فِى الاَخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذابَ النارِ» ؟

فَقَالَهَا الرَجُلُ فَكَاَنَّمَا نَشَطَ مِن عِقالٍ وَ قَامَ صَحِيحاً وَ خَرَجَ مَعَنا.(1)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:41 توسط امین |


 

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی


هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 14:0 توسط امین |


X

ای غربت صداقت

من بودنم را در همان نگاه اول و

همان سلام اول متوقف کرده ام

آخر تمام بودنت میان یک سلام و

خداحافظ جای گرفته است

پس من به همان سلام بسنده

می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار

نباشد

نجوایم کن مهربان


صفحه نخست
پست الکترونيک



پيوندهاي روزانه

عطر انتظار
گفتارهای حکیمانه
کاروان بهشتیان زمین
زندگی با خنده
::::. پريشانگرد .::::
غرفه ناز
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان اراک
::.امام زمان (عج).::
مهندس آي كيو
هميشه عقايد ما صحيح نيست
تک سوار عشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
.:: آئین مهر ::.
ستاره درخشان شب
روزهای عاشقی
پدر مهربون
و خدایی که در این نزدیکی است ...
مهدی زهرا
چهارده منتخب
پرواز روح
گیسو کمند
حرف هایی از جنس ایرانی
اتاْمرون
یاسین
آموزش هندی و انگلیسی
پیامبر اعظم
شب قدر
("(." ویبره ".)")
معرفت دینی
یا امام حسن مجتبی
آسمونی
ترنم اندیشه
میکده من
استاد صمدی
سپيده دم
ساربان
خورشید ولایت
موهبت
شاخه سبزخیال
آرشيو پيوندهاي روزانه


فال حافظ
نوشته هاي پيشين

آبان 1388

شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فروردین 1382


آرشيو موضوعي

شعر
عکس
دانلود
ادبی
صحبت های خودمانی
اجتماعی
مذهبی


پيوندها

نور و نار
حرف هایی از جنس ایرانی
مجله انتظار
::. پريشانگرد .::
پرتال مهندسین عمران

RSS