تبليغاتX
** خدایا: مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد با اشک دیگران اشک بریزد از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند ** خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. ** خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار ** جانا حديث حسنت در داستان نگنجد * رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد* سوداي زلف و خالت در هر خيال نايد * انديشه وصالت جز در گمان نگنجد* هرگز نشان ندادند از كوي تو كسي را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد* آهي كه عاشقانت از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد* آنجا كه عاشقانت يك دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد* اندر خمير دلها گنجي نهان نهادي * از دل اگر برآيد در آسمان نگنجد* عطار وصف عشقت چون در عبارت آورد* زيرا كه وصف عشقت اندر بيان نگنجد *


ذکر یار

ذکر یار

 

لينک قرائت 30 جزء قرآن کريم:

 جزء اول قرآن

 جزء دوم قرآن

 جزء سوم قرآن

 جزء چهارم قرآن

 جزء پنجم قرآن

 جزء ششم قرآن

 جزء هفتم قرآن

 جزء هشتم قرآن

 جزء نهم قرآن

 جزء دهم قرآن

 جزء يازدهم قرآن

 جزء دوازدهم قرآن

 جزء سيزدهم قرآن   

 جزء چهاردهم قرآن

 جزء پانزدهم قرآن

 جزء شانزدهم قرآن

 جزء هفدهم قرآن

 جزء هجدهم قرآن

 جزء نوزدهم قرآن

 جزء بيستم قرآن

 جزء بيست و يکم قرآن

 جزء بيست و دوم قرآن

 جزء بيست و سوم قرآن

 جزء بيست و چهارم قرآن

 جزء بيست و پنجم قرآن

 جزء بيست و ششم قرآن

 جزء بيست و هفتم قرآن

 جزء بيست و هشتم قرآن

 جزء بيست و نهم قرآن

 جزء سي ام قرآن

 

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385 22:37 توسط امین |


 
رمضان ماه ميهماني خدا
 
سفره‎‎ بي‎‎‎ انتهاي‎ الهي گستـرده مـي شود تـا حقيقت‎‎ جويان‎‎ و حقيقت خواهان با بهره‎ گيري‎ از عظمت‎‎‎ , كرامت و فضاي‎ انباشته‎ از رحمـت ماه‎ رمضان‎ دلها و جانهاي‎ خود را نورانــي‎ و به‎ خدا نزديك‎ تر كنند.
بركت‎ روزه‎ روزها, توسل‎ و دعا و ذكـر و تلاوت‎‎ قرآن‎‎ در اين ماه‎, نور حقيقت را بر دلهاي‎ مومنان‎ مي‎ تاباند.
زيباترين‎‎‎ تعبير از اين ماه‎ , هـمـان است‎‎ كه‎‎ پيامبر فرمود " اين‎ ماهي‎ اسـت كـه در آن‎ , خداوند شما را به‎ ميهماني‎ خويــش‎ فـرا خوانده‎ است‎. "
روزه‎ داشتن‎ , نگاهـداري‎‎ انـدام‎ هـاي بدن‎‎ و نيز انـديشـه‎‎ و گمـان , از گنـاه , صدقه‎‎ دادن‎‎‎‎ به نيازمندان , فراوان خوانـدن قــرآن‎‎‎ , مهـر ورزيـدن بـه‎ بــي‎ كســان و يـتيـمـان‎ و آمرزش‎‎ خواهي‎ از كارهاي‎ سفارش شده‎‎ اين‎ ماه است‎ .
روزها و ماههاي‎‎ سال‎ نعمت‎ هاي خداوند و سرشـار از الـطاف‎ او هسـتنـد , امـا در رمضان‎ راز ديگري‎ نهفته‎ است‎.
كسي‎ كه‎‎ به رمز ايـن‎ راز دسـت‎ يـابـد مي‎ تواند همه‎‎‎ مـوانـع‎ راه را تـا قـلــه سعـادت‎ از ميان‎ برداشته‎‎‎‎ و هر آنچه كه راه تعالـي‎ و تكامل‎ انسان‎ را سـد كرده‎ در هـم‎ كوبد.

ايرانيـان‎‎‎ مـومـن اهـميـت‎ ايـن سـعـادت‎ را دريافتـه‎ و روزهـاي‎ پـايـانـي‎ شعبان‎ المعظم‎ را به‎‎ ماه ضيافت‎ خدا متـصـل‎ كردند.
برگزاري‎‎ نمازهاي جماعت‎ صبـح‎, ظهـر و مغرب‎ در مساجد همراه‎ با سخنراني‎ و بـيـان‎ احكام‎ در فواصل‎ نماز جماعت‎‎, جلسات انس‎ با قرآن‎‎ درمراسم‎‎ افطاري‎ و اطعام مستمندان از مراسم‎ ويژه‎ رمضان‎ است‎.
افطاري‎ دادن‎‎ و اطعـام‎ روزه‎ داران از رسومي‎ است‎ كه‎‎ در بين‎‎ مـردم‎ تهـران درمـاه مبارك‎ رمضان‎ بسيار مورد توجه‎ است‎.
شله‎ زرد, شيربرنج‎, فرنـي‎, حلـوا بـا آرد گنـدم‎‎, حـليـم , آش‎ رشتـه‎‎ از سـفــره هاي‎‎ افطاري تهراني‎ ها در ماه‎ رمضان‎ است‎.
 

 خانه خدا

 

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385 22:22 توسط امین |


 

رمضان از اسماء الله است

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

 

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385 22:17 توسط امین |


X

ای غربت صداقت

من بودنم را در همان نگاه اول و

همان سلام اول متوقف کرده ام

آخر تمام بودنت میان یک سلام و

خداحافظ جای گرفته است

پس من به همان سلام بسنده

می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار

نباشد

نجوایم کن مهربان


صفحه نخست
پست الکترونيک



پيوندهاي روزانه

عطر انتظار
گفتارهای حکیمانه
کاروان بهشتیان زمین
زندگی با خنده
::::. پريشانگرد .::::
غرفه ناز
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان اراک
::.امام زمان (عج).::
مهندس آي كيو
هميشه عقايد ما صحيح نيست
تک سوار عشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
.:: آئین مهر ::.
ستاره درخشان شب
روزهای عاشقی
پدر مهربون
و خدایی که در این نزدیکی است ...
مهدی زهرا
چهارده منتخب
پرواز روح
گیسو کمند
حرف هایی از جنس ایرانی
اتاْمرون
یاسین
آموزش هندی و انگلیسی
پیامبر اعظم
شب قدر
("(." ویبره ".)")
معرفت دینی
یا امام حسن مجتبی
آسمونی
ترنم اندیشه
میکده من
استاد صمدی
سپيده دم
ساربان
خورشید ولایت
موهبت
شاخه سبزخیال
آرشيو پيوندهاي روزانه


فال حافظ
نوشته هاي پيشين

آبان 1388

شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فروردین 1382


آرشيو موضوعي

شعر
عکس
دانلود
ادبی
صحبت های خودمانی
اجتماعی
مذهبی


پيوندها

نور و نار
حرف هایی از جنس ایرانی
مجله انتظار
::. پريشانگرد .::
پرتال مهندسین عمران

RSS