تبليغاتX
** خدایا: مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد با اشک دیگران اشک بریزد از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند ** خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. ** خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار ** جانا حديث حسنت در داستان نگنجد * رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد* سوداي زلف و خالت در هر خيال نايد * انديشه وصالت جز در گمان نگنجد* هرگز نشان ندادند از كوي تو كسي را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد* آهي كه عاشقانت از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد* آنجا كه عاشقانت يك دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد* اندر خمير دلها گنجي نهان نهادي * از دل اگر برآيد در آسمان نگنجد* عطار وصف عشقت چون در عبارت آورد* زيرا كه وصف عشقت اندر بيان نگنجد *


ذکر یار

ذکر یار

 

يا مهدي (عج)

 

پروانه گفت...

 

من گل هاي زيادي را ديده ام...

من گل لاله را مي شناسم.

گل نسترن را ديده ام.

با شقايق دوست بوده ام.

با مريم و سوسن و... هم نشين شده ام؛

اما بارها و بارها، به تمامي آنها گفته ام كه هيچ كدامشان براي من، گل نرگس نمي شوند. من عاشق ديوانه گل نرگس ام.

اين را ديگر، همه گل هاي سرزمين من- همه گل هايي كه مرا مي شناسند- مي دانند.

يك بار گل سرخي از من پرسيد: پروانه جان! پروانه خوب دوست داشتني!

اين چه رازي است كه تو هميشه و در همه جا و در حضور تمامي گل ها، تنها و تنها از گل نرگس مي گويي و تنها و تنها از عشق او ياد مي كني؟ اين گل نرگس چه دارد كه تو را اين گونه شيفته خويش كرده است؟ به گل هاي سرزمينمان نگاه كن!

لاله را با تمام زيبايي اش ببين!

طنازي مريم را بنگر!

دلبري سوسن را شاهد باش!

اين ها همه آرزو دارند كه زماني- آن هنگام كه براي استرحت، اندكي دركنارشان مي آسايي- حرفي هم از آن ها بزني و سخني هم در باب محبت آن ها بگويي و افسوس و صد افسوس كه همگي در حسرت اين آرزو مانده اند...!!

من در پاسخ گل سرخ گفتم:

گل سرخ عزيز!

با خود عهده كرده ام- تا آن هنگام كه در سرزمين ما گل نرگس هست - از عشق هيچ گل ديگري سخني نگويم.

تو خود بگو كه آيا تا وقتي وجود نازنين گل نرگس هست، مي توان عاشق دل باخته گل ديگري بود؟!

اصلا مگر مي شود ادعاي عشق داشت و عاشق او نبود؟!

گل سرخ غمگينانه گفت:

پروانه عزيز دوست داشتني!

در سرزمين ما هزاران گل نرگس هست. در همسايگي من، ده ها نمونه از آن ها روييده است و تو تا به حال به هيچ كدامشان حرفي از عشق نزده اي.

پس چگونه است كه ادعاي عاشقي گل هاي نرگس را داري؟!

و من باز در پاسخش گفتم:

گل سرخ عزيز!

گل نرگس حقيقي را در هيچ باغچه اي نمي توان يافت.

گل نرگس من، گل نرگسي يگانه است.

او صاحب تمامي گل هاي عالم است،

او مقتداي تمامي پروانه هاي عاشق پيشه است،

او دليل پروانگي من است ،

و تمامي آرزوي من،

و اي كاش...

اي كاش...

اي كاش كه آرزوي طواف كردن به دور او را به گور نبرم!

كه همگان مي دانند عمر پروانه، چه كوتاه، چه اندك ... و چه ناچيز است!

من گل هاي زيادي ديده ام؛

اما هيچ كدامشان براي من، گل نرگس نمي شود.

گل يگانه ، تنهاي نوزاشگر من!..." مهدي" .

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 19:36 توسط امین |


 

روز مادر مبارك

 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 

قدرت مندي و جديت:

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

 

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

 

تعالي انديشه در مادر:

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».

 

تجليل ويژه از مادر:

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».

 

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

 

دعا براي والدين:

خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.

 

گاه نيازمندي:

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 10:27 توسط امین |


 

قاصدک تو مشتم بود

یادم افتاد بهم گفته بودند

اگه قاصدک دیدی

بگیرش

یه آرزو بکن

گفته بودند

قاصدک آرزوها رو میبره پیش خدا

تا بر آورده بشه

آخه قاصدک اسمش روشه دیگه

قاصد 

قاصدک تو دستام داشت خراب میشد

یه آرزو کردم

آرزوم تو بودی

فوتش کردم تو آسمون

نمیدونم چند وقت گذشت

ولی آرزوم برآورده نشد

امروز هم

یه قاصدک تو مشتمه

همه اون حرف ها هم یادمه

همون آرزو

همون خواسته

اما

من دیگه باور نمیکنم

قاصدک رو فرستادم رو هوا

بدون هیچ آرزویی

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 9:22 توسط امین |


 

 

 عشق رازی است مقدس، برای کسانی که عاشقند
 
‌عشق برای همیشه بی‌کلام می‌ماند؛ اما برای کسانی که عشق نمی‌ورزند
 
 ‌عشق شوخی بی‌رحمانه‌ای بیش نیست
 
 
جبران خلیل جبران
 
 
در نمازم خم ابروي تو در ياد آمد
حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد
از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار
كان تحمل كه تو ديدي همه بر باد آمد
 
 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 1:29 توسط امین |


 
خاطره ها را بشمار!
 

zekreyar

 

وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه

ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري

رو نمي بينيم که واسمون باز شده

 

zekreyar



دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند

دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره

دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه

چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه

اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه 

 
zekreyar


بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه

اونقدر تجربه که قويت کنه

اونقدر غم که انسان نگهت داره

و اونقدر اميد که شادت کنه 


 zekreyar
 

سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر



zekreyar
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 3:8 توسط امین |


 

 

يا مهدي (عج)

 

 

به تمناي جرعه اي از جام نيايش تو

 

... هيچ شمعي نيست كه به اميد سپيده ظهور، تا صبح فرج، در شبستان انتظار نسوزد. اينك با تو از كدام دلتنگي خود بگويم؟

اي خوب ترين! نمي گويم: «با من به از آن باش كه با خلق جهاني»، كه مي دانم تو با هر كس، هماني كه اوست... و ما مانده ايم كه با خود چگونه باشيم. آيا دري هست كه به روي تو بسته باشد؟ آيا سري هست كه زير بار منت تو خاكساري نكند؟

... اي همه خوبي و لطف! روي به كدام كعبه نماز عهد بگزاريم؟ كه تو خود مقصود كعبه اي و موعود قبله.

اي آخرين پيغام سبز! ... ما هم عريضه دلتنگي مي خوانيم و هم نامه شكر طومار مي كنيم. باشد كه از اين دو راهة منزل يكي به مقصد رسد.

اي بقيت خدا! از ما جز چشمي براي انتظار و دلي براي اميد باقي نمانده است. اين چشم و دل را نيز خاك راه تو كرده ايم. باشد كه غباري از آن بر گوشه قباي تو بنشيند! اينك جرعه اي از جام نيايش خود را در جان ما فرو ريز! تا ما نيز پيوستگي لطف مدام را بنوشيم.

 

 ندبه هاي انتظار ص 38

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 2:31 توسط امین |


باسلام به همه دوستان

قرائت کامل قرآن با صدای قاریان ممتاز را براتون قرار میدم

انشاالله که به نحو احسن استفاده کنید

التماس دعا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 0:24 توسط امین |


 

zekreyar.blogfa

 

پــروردگــارا

 

به من آرامش ده

 

تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

 

دلیری ده

 

تاتغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

 

بینش ده

 

تا تفاوت این دو را بدانم

 

مرا فهم ده

 

تامتوقع نباشم دنیاومردم آن مطابق میل من رفتارکنند

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385 23:43 توسط امین |


X

ای غربت صداقت

من بودنم را در همان نگاه اول و

همان سلام اول متوقف کرده ام

آخر تمام بودنت میان یک سلام و

خداحافظ جای گرفته است

پس من به همان سلام بسنده

می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار

نباشد

نجوایم کن مهربان


صفحه نخست
پست الکترونيک



پيوندهاي روزانه

عطر انتظار
گفتارهای حکیمانه
کاروان بهشتیان زمین
زندگی با خنده
::::. پريشانگرد .::::
غرفه ناز
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان اراک
::.امام زمان (عج).::
مهندس آي كيو
هميشه عقايد ما صحيح نيست
تک سوار عشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
.:: آئین مهر ::.
ستاره درخشان شب
روزهای عاشقی
پدر مهربون
و خدایی که در این نزدیکی است ...
مهدی زهرا
چهارده منتخب
پرواز روح
گیسو کمند
حرف هایی از جنس ایرانی
اتاْمرون
یاسین
آموزش هندی و انگلیسی
پیامبر اعظم
شب قدر
("(." ویبره ".)")
معرفت دینی
یا امام حسن مجتبی
آسمونی
ترنم اندیشه
میکده من
استاد صمدی
سپيده دم
ساربان
خورشید ولایت
موهبت
شاخه سبزخیال
آرشيو پيوندهاي روزانه


فال حافظ
نوشته هاي پيشين

آبان 1388

شهریور 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فروردین 1382


آرشيو موضوعي

شعر
عکس
دانلود
ادبی
صحبت های خودمانی
اجتماعی
مذهبی


پيوندها

نور و نار
حرف هایی از جنس ایرانی
مجله انتظار
::. پريشانگرد .::
پرتال مهندسین عمران

RSS