|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 13:20 توسط امین |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 13:19 توسط امین |
وصيت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مطابق آنچه درمنابع معتبر نقل گرديده است؛ حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از وفات پدر بزرگوارش پيوسته غمناك، افسرده، محزون، پژمرده، گريان و نالان بوده و پس از وقايعي که در خانه آن حضرت پيش آمد در بستر بيماري افتاد، تا سرانجام ديده از جهان فانى فرو بسته و به دار بقا پيوست . حضرت فاطمه عليهاالسلام هنگامي كه در خود احساس رحلت فرمود ام ايمن و اسماء بنت عميس را صدا زد و دنبال حضرت على مرتضى شوهرش فرستاد و به حضرتش عرضه داشت پسرعمو! من خود را در حال عزيمت و ارتحال مى بينم و اين بيمارى مرا ملحق به پدر بزرگوارم مى نمايد و هر لحظه به انتظار فرا رسيدن مرگ مى باشم اينك تو را به چيزهايي وصيت و سفارش مى نمايم آنگاه على مرتضى عليه السلام فرمود: اى دختر رسول الله (ص ) به هر چه مي خواهى و انجام دادن آن را دوست دارى وصيت فرما تا من نسبت به وصيت تو عمل نموده و آن را انجام دهم. آنگاه حضرت كنار بستر همسرش فاطمه (ع ) نشست و آنان كه در خانه بودند بيرون نمود و خانه را از اغيار خلوت فرمود سپس در حالي كه اشك از چشمانش جارى بود آمادگى خود را براى شنيدن وصاياى همسر عزيزش اعلام نمود. حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به على مرتضى(ع ) شوهر بزرگوارش عرض كرد. پسرعمو جان مطلب اول اين است كه در اين مدت كه با هم معاشرت و زندگى كرديم من هرگز به شما دروغ نگفتم و خيانتى نكردم و در سراسر زندگى با تو مخالفت و نافرمانى نداشتم در عين حال اگر از من قصورى سر زده و رنجى به دل گرفته اى مرا حلال كن. على عليه السلام با چشم اشكبار فرمود معاذالله به خدا پناه مى برم تو داناتر و نيكوتر و پرهيزكارتر و بزرگوارتر و خدا ترس تر از آنى كه از تو كوچكترين خطا و لغزشى سر زده باشد و من تو را به خاطر خلافى مورد سرزنش و نكوهش قرار دهم. همسرعزيزم جدائى و فقدان تو براى من بسيار سخت و دشوار است؛ اما چه كنم كه چاره اى ندارم به خدا قسم كه مصيبت رسول الله بر من تجديد گرديد. رحلت و در گذشت تو بس بزرگ و فقدان تو بس امرى است عظيم (انالله و انا اليه راجعون) چه مصيبت دردناك و تلخ و ناگوارى است به خدا سوگند كه اين مصيبت را تسلايى نيست و اين كمبود را جانشينى وجود ندارد و هيچ چيزى نمي تواند تسلى بخش دل من باشد. بعد مدتى على و فاطمه با هم گريه نمودند و ناله سر دادند. آنگاه على عليه السلام سر فاطمه را بر روي سينه خود قرار داد و گفت: عزيزم به هر چه خواهى وصيت نما كه طبق آن عمل خواهم نمود و خواسته تو را بر كار خود ترجيح مى دهم. سپس حضرت فاطمه به على فرمود: خداوند به تو از من پاداش خير عنايت فرماي، نخستين وصيت من اين است كه بعد از رحلت من با دختر خواهرم) امامه) ازدواج كنى زيرا او مانند خودم نسبت به فرزندانم مهربان است و مردان را در زندگى زن لازم است. سپس وصيت من به شما اين است كه براى حمل جنازه ام تابوتى تهيه نماييد آن طور كه شكل آن را فرشتگان ترسيم نموده اند. على فرمود آن را برايم توصيف كن و فاطمه (س ) بيان فرمود و آن حضرت دقيقاً به دستورش عمل نمود و تابوت مورد توصيف را تهيه کرد(نظر حضرت فاطمه (س) اين بود كه حجم بدنش حتى بعد از مرگش آشكار نباشد.) و نيز سومين وصيتم اين است كه شبانه كه همه چشمها در خواب است مرا دفن كن چرا که ميل ندارم اشخاصى كه در حق من ظلم كرده اند در تشييع جنازه ام شركت نمايند و نگذار احدى از آنان بر جسد من نماز بخوانند. وجود مقدس اميرالمؤمنين على عليه السلام به وصاياى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها گوش داد و دستورات او را بعد از وفاتش انجام داد. وصيت نامه كتبى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتيته لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور. يا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا والاخره انت اولى بى من غيرى حنوطى و غسلنى و كفنى بالليل وصل ولدى السلام الى يوم القيامه . بنام خداوند بخشنده مهربان اين وصيت نامه دختر رسول خداست در حالى وصيت مى كند كه شهادت مي دهد خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت كه هيچ شكى در آن نيست فرا خواهد رسيد و ذات الهى جميع مردگان را از قبور برانگيزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرمايد. اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت براى تو باشم و تو از ديگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هيچ كس را اطلاع نده. اينك با شما وداع مي كنم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم. اين بود كيفيت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها دخت گرامى حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفى عليهما آلاف التحية والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنيا به او بشارت داده و فاطمه عليهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتياق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پيوسته زبان حالش به نغمه الهى(عجل وفاتى سريعا) مترنم بود. درود بي پايان ما بر او و فرزندان پاکش باد. منبع: بحارالانوار، جلد 43، ص 214. + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 12:58 توسط امین |
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشتههاي چادرت دست نياز ميآويزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه ميزند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخمها و داغها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانهات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي... وجود مبارك حضرت فاطمه عليهاالسلام تنها يك تفكر يا تصور يك حقيقت حيات بخش نيست. بلكه تجسمي عيني و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ايشان در عالم خاكي انسان معناگرا مجبور بود گوشههايي از نعمت يك زن مقدس را در اسطورهها، الههها و افسانهها جستجو كند يا متوسل به پاكدامني حضرت مريم(ع) يا خردمندي آسيه و وفاداري سارا بشود، بعد از تجسم خاكي و عيني ايشان براي انسان كمالگرا يك الگوي زنده و جاويد پديد آمد و آن شخصيتي والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.
از اين رو است كه فاطمه عليهاالسلام را ناموس و علت هستي ميدانند. اگر فاطمه عليهااسلام پا به جهان فاني نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نميكرد، ديگر براي پيروانش هدفي وجود نداشت تا براي آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانيان با توسل به اوست كه توكل به احد را ميآموزند و از نور هدايت ايشان است كه بركت زندگي دنيايي درك ميشود. بنابراين بيدليل نيست كه بعد از درگذشت ملكوتي ايشان، بشريت، سرگشته به دنبال مرهمي است تا زخم نبود روح بخش ايشان در عالم فاني التيام يابد. از اين روست كه هر چه انسان براي درك حضرت فاطمه عليهاالسلام تلاش ميكند، بركت آن بر خودش ميتابد و اين اصل وجودي نعمت فاطمه عليهاالسلام در دنيا است. امروز هم شاهد تلاش انسانهاي پاكي هستيم كه به دنبال معنويت فاطمه عليهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و يادمانهايي سعي دارند آواي خوش چشمه كوثر را در يادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ايشان باشند. رسول اكرم صلي الله عليه و آله روايت نمودهاند كه خداي متعال فرمود: اي احمد! اگر تو نبودي آسمان و زمين را نميآفريدم و اگر علي نبود تو را نميآفريدم و اگر فاطمه نبود، شما را نميآفريدم.(يعني شمايان رمز خلقتيد)(1) از امام محمدباقر عليه السلام روايت شده است كه، ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سن شريف آن بانو در هنگام وفات هيجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)
راز دل غمين فاطمه عليهااسلام "شما اي مردم بر پرتگاه آتش بوديد و از فرط ذلت نزد ديگران، همچون جرعه آبي در دست تشنه كامي يا لقمهاي در دست گرسنهاي و يا چون آتشي كه شخص مستعجلي از آن برگيرد. شما لگدكوب و پايمال بوديد و از آب متعفن با سرگين شتر ميآشاميديد و از برگهاي خاكمال و علف بيابان ميخورديد. ذليل بوديد و زبون ميزيستيد و هر آن مضطرب بوديد كه مبادا از اين سوي يا آن سوي به شما هجوم آورند و به اسارتتان ببرند. شما اين بوديد تا خداوند به دست محمد صلي الله عليه و آله با همه آنچه بر او گذشت رهايتان كرد. چه سختيها كه نكشيد و چه شكنجهها كه نديد. هرگاه شاخي از شاخهاي شيطان و گردنكشي از يارانش سر بر ميداشت و فتنهاي از مشركان به خونخواري دهان ميگشود، او برادرش علي عليه السلام را در كام آتش رقصان آن و در گلوگاه خطر ميافكند و او نيز، تا مغز دشمن را نميكوفت و آتش سركش فتنه را به آب شمشيرش خاموش نميكرد، آرام نميگرفت. در همه اين مدت، علي عليه السلام در راه خدا سختي ميكشيد و به آب و آتش ميزد. در كار خدا از جان مايه ميگذارد و همواره به رسول خدا نزديك بود. در ميان دوستان و سربازان خدا وقف راه خدا بود و مدام خود را به مشقت ميانداخت. در درياي رنج فرو ميرفت و هرگز در راه خدا به ملامت مردم وقعي نمينهاد و به ستوه نميآمد. ولي شما چه؟ در تمام آن روزها، در رفاه و عيش بوديد، خوش ميگذرانديد و زندگي ميكرديد و بيدرد بوديد. هرگاه درگيري و نبرد پيش ميآمد، خود را كنار ميكشيديد و ما را تنها ميگذارديد و از جنگ ميگريختيد.
... به كجا ميرويد؟ چه ميكنيد؟ هنوز پيكر پيامبر تازه است؛ آيا ميگوييد كه محمد مُرد و همه چيز تمام شد؟ هرگز! ... هان ميبينم كه اينك باز زمينگير شدهايد و دل به تن آسايي و راحت طلبي و دنيا خواهي دادهايد و قصد هميشه ماندن در دنيا كردهايد و كسي را كه به قبض و بسط كار حكومت سزاوارتر است، دور راندهايد و با راحتي و عياشي، خلوت كردهايد. ... بدانيد اگر همه شما هم كافر شويد و به حق پشت كنيد، خداوند همچنان ستوده است و احتياجي به شمايان ندارد. و بدانيد آنچه را كه اينك گفتم؛ گفتم، در حالي كه ميدانستم هرگز ياوري نخواهيد كرد. ولي آنچه گفتم راز دل غمين من بود كه در سينه جمع شده و دود حزن و اندوه من بود كه در دل خستهام متراكم شده و آه آتش افروزي كه از سينه دردمند من شعله كشيده؛ تنها خواستم با شما حجت را تمام كرده باشم."(3) پينوشتها: 1- مستدرك سفينة البحار؛ 3/334 . 2- الكافي؛1/457. 3- از سخنراني تاريخي حضرت فاطمه زهرا عليهالسلام در مسجدالنبي، ده روز پس از رحلت پدر (برگرفته از كتاب "زندگاني حضرت فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعيل حسيني).
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 12:45 توسط امین |
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385 21:52 توسط امین |
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 2:50 توسط امین |
اکنون به روزهایی که با تو سپری کردم می اندیشم . روزهایی که خسته از درد و رنج روزگار ٬ خسته از زیادی گناهانم ٬ خسته از نا مهربانی نامردمان و خسته از درد فراق و جدایی ٬ ندایی در دلم طنین انداز می شد که به او پناه ببر . او که همیشه پناهگاه تو بوده و همیشه به حرفهای بی ارزشت گوش داده و همیشه بار سنگین بغض و اندوه را از دوشت برداشته نمی دانم چگونه خداوند را به خاطر این نعمت نازنین شکر کنم . هر بار که به سرایش می روم ٬ انگار وارد شعبه ای از بهشت شدم . بوی خوش صلوات و عطر دل انگیز گلهای یاس ٬ مشامم را نوازش می دهد و خستگی و ناامیدی را از تنم بیرو ن می برد . گفتم بوی یاس ! آری ٬ او عطری از گلهای یاس مادرش را به همراه دارد . سرای او مرهمی است بر عاشقانی که زخم ندیدن مزار زهرا را بر دل دارند . اگر می خواهی بوی مدینه و عطر مزار زهرا را استشمام کنی ٬ نشانی اش راحت است ٬ زودتر برو . + نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 2:49 توسط امین |
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 2:47 توسط امین |
|
| ||||||